|
دینا آلوچه دخمل طلا آلوچه ی خونه ما
| ||
|
گل خونه ما سلام عزیزم من امسال قشنگترین هدیه را از تو گرفتم که با زبون شیرینت بهم گفتی مامان روزت مبارک وای که قند تو دلم اب شد و ضعف کردم امیدوارم همه این لذت را بچشند جا داره از اینجا ولادت حضرت فاطمه زهرا بزرگ بانوی اسلام و روز مادر را به همه دوستان وبلاگیم و مادران نمونه تبریک و تهنیت عرض کنم سرای احمد امشب رشک طور است
[ بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:56 ] [ مامان منیژه ]
سلام
دینا خانم من روز ۱۷ اردیبهشت ۲۷ ماهه شد مبارکت باشه عزیزممممممممممممممممم بله این خانم خونه ما داره روز به روز بزگتر و خانومتر و عاقلتر میشه
البته بگما شیطنت های بچه گانه سرجاشه و هر روز یک مدلیه
دینا خانم ما الان رنگها را میدونه شکلها را میشناسه با اسم خودشون مثلا دایره مثلث حیوانات را با صداهاشون میشناسه مفاهیم را هم تا حدودی بلده راستی چند روز پیش با هم کاردستی هم درست کردیم به این شکل که من براش با مقوا شکل دایره در اندازه های مختلف بریدم و ایشون با چسب زدن روی کاغذ و یکسری هم با شکل مربع کار کردیم روز 14 اردیبهشت هم یکسر به نمایشگاه کتاب زدیم با دوست وبلاگیمون محبوب و دخمل نازش ویانا از انجا براش چند تا کتاب گرفتم و در اخر هم یک سری سی دی بی بی انیشتین خدایی فکر نمیکردم انقدر براش جذاب باشه خیلییییییییییییییییییییییییییییی دوست میداره چون زبان انگلیسیه طاها هم دوست داره و باهاش میبینه دیروز هم براش خمیر بازی درست کردم بلههههههههههههه خودم درست کردم و با رنگهای خوراکی ویلتون رنگشون کردم خیلی خوب شد و بهشون علاقه داره اینم دستور تهیه خمیر برای دوستانی که مایلند درست کنند ارد 1پ اب گرم 1پ نمک 1/4 پ روغن سرخ کردنی 1ق غذاخوری سرکه 2ق غذاخوری همه مواد فوق را با هم مخلوط کنید و روی حرات بگذارید و مرتب هم بزنید تا کم کم از ظرف جدا بشه خیلی خمیر نرم و لطیفی میشه بعد هر تکه از خمیر را با کمی رنگ خوراکی ویلتون رنگ کردم وبعد دادم بازی کرد برای نگهداری هم در یک ظرف در دار گذاشتم روی میز تا هر وقت میخواد بازی کنه (با تشکر از دوست خوبم سحر مامان امیر که این خمیر را بهم یاد داد)
اینم عکس خمیر بازی
تا بعد حق نگدارتون [ هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:26 ] [ مامان منیژه ]
[ شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:31 ] [ مامان منیژه ]
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
خوب ما با یک پست پر بار اومدیم بلهههههههههههههه بالاخره الوچه ی خونه ما یاد گرفت که بره دستشویی و کارش را انجام بده سختیش برام تا یک هفته بود و بعد با کمک شورت اموزشی الان هم که دیگه شورت هم نمیزاره پاش کنم همش میگه من بزرگ شدم و پوشک برای نی نی کوچولو هاست خلاصه که بلایی شده و همچنین خانمی که نگووووووووووووووووووووووووووووووووووو (قضیه سوسکه که از بچش تعریف میکنه ***************************************************
وامااااااااااااااااا تعطیلات اردیبهشت منظورم 6 اردیبهشت که تعطیل بود و 7 پنج شنبه بود و باز هم مدرسه ها تعطیل ما یکباره تصمیم گرفتیم بریم اصفهان این شد که به خاله محبوبه و عمو بابک پیشنهاد دادیم انها هم قبول کردند بعد مامان زری و باباجون و مامانی نرگس هم بهمون اضافه شدن خلاصه جاتون خالی خیلی خوش گذشت و خوب بود رفتنی از سمت محلات رفتیم و یکسری هم به باغ گلهای انجا زدیم واییییییییی که من از ان باغها سیر نمیشم انقدر که زیباست
اصفهان هم هم هوا خوب بود و نسبتا خلوت بود زاینده رود هم پر از اب کلی کیف کردیم روز جمعه هم با دوست وبلاگیمون یلدا مامان پارمین یک ملاقات کوچولو داشتیم که خیلی خوب بود و از دیدنشون بسی خوشحال و شاد شدیم شب هم ساعت 10 در خانه بودیم سفر کوتاه و خوبی بود که بهش نیاز داشتیم تا بعد یا حق [ شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 7:41 ] [ مامان منیژه ]
گلدونه و خانم خونه ما روز ۱۷ فروردین ۲۶ ماهه شد
عزیزم مبارکت باشه واییییییی باورم نمیشه انقدر زود داری بزرگ میشی راستی از روز ۲۷ فروردین هم پروژه پوشک گیرون را شروع کردیم که شکر خدا تا الان با موفقیت گذشته انشالله بعد از این هم خوب بگذره و دخملی یک خانم کامل بشه
برامون دعا کنید بوس برای دوست جونااااااااا
در ضمن پست بعدی فقط عکس میزارم ولی با رمز شرمنده روی ماهتون [ سی و یکم فروردین 1391 ] [ 0:25 ] [ مامان منیژه ]
گلکم
خوشگلکم عیدت مبارک عزیزم
انقدر خوشگل به هر کی میرسیدی میگفتی عید شما مبارک که همه دلشون غش میرفت
امسال عید برای ما کمی دلگیر بود چون اولین عید پدر بزرگم بود روز اول عید منزل مادربزرگ بودیم هفته اول به دید و بازدید گذشت روز ۸ رفتیم شمال به همراه بابا جون و مامان زری و دایی احسان و مامانی از جاده چالوس رفتیم کمی جاده شلوغ بود ولی نسبتا خوب و روان بود ویلامون چابکسر بود فوق العاده زیبا و رویایی روبه دریا با فضای عالی و زیبا
تا ۱۱ شمال بودیم و خیلی خوب بود
روز برگشت از شمال که حرکت کردیم بارون بود تا رسیدیم تهران به همین خاطر خیلی تو ترافیک اذیت شدیم
روز ۱۲ هم شست و شو روز ۱۳ هم تا بعد از ظهر خونه بودیم بعدش رفتیم پارک بچه ها بازی کنند
تا بعد [ پانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:45 ] [ مامان منیژه ]
بر چهره ی گل نسيم نوروز خوش است بر طرف چمن روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هر چه بگويی خوش نيست خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است
سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی بر همه دوستان وبلاگی مبارک
انشالله سالی سرشار از سلامت و سعادت و سربلندی در پیش روی همه باشه
[ پنجم فروردین 1391 ] [ 23:44 ] [ مامان منیژه ]
سلام گلدونه
عسل مامان روز ۱۷ اسفند ۲۵ ماهه شدی عزیزم مبارکت باشه روز به روز بلاتر و شیرین تر میشی از پیشرفت ها هم هر چی بگم کمه
تو بالا و پایین رفتن از پله کاملا ماهر شدی و خودت میری بالا و میایی پایین تو حرف زدن هم که ماشالله از هیچی کم نمیاری کلی شعر بلدی خیلی قشنگ داستان تعریف میکنی سوره توحید را هم بلدی راستی تو کارهای عید هم کلی به من کمک کردی عاشق این بودی که یک دستمال بگیری و بری میز و دیوار و خلاصه هر جایی که میتونی را تمیز کنی یک روز هم گیر دادی که جارو برقی بزنی اخه وروجک تو هنوز خیلی برای اینکارا کوچولویی قربونت برم که انقدر مهربونی
راستی چهار شنبه سوری هم با بابا و داداشی رفتید بالای پشت بام و نور افشانی را دیدی ولی از صداها ترسیده بودی اومدی بهم گفتی گوشم درد گرفت!!!!!!!!!
خلاصه که من و بابا و داداش دوستت داریم هزار هزار هزار بار
بوس تا پست بعدی در سال جدید
[ بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 23:3 ] [ مامان منیژه ]
سلامممممممممممممممممم
روز ۲۴ بهمن دینا و طاها را بردم اتلیه عکاسی سها واقعا کارشون عالی بود دکورهای زیبا و جذابی داشتند خدایی هم خوب همکاری کردن
مهربونهایی که دوست دارن ببیند رمز بگیرن ادامه مطلب [ سی ام بهمن 1390 ] [ 23:47 ] [ مامان منیژه ]
[ هفدهم بهمن 1390 ] [ 8:40 ] [ مامان منیژه ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||